ذی الحجه ۱۳۹۴

۱. آرام و محزون نشسته‌ام کنار دیس‌حلوا و ضبط صوت.
دکمه را که می زنم، صدای عبدالباسط حجم اندوه خانه را بغل می کند.
همسرجان می‌آید و زیرگوشم می‌گوید:
” همکارای بابا می‌خوان بیان! خواهشا آروم باشی‌ها”
سر تکان می‌دهم که اشک هایم تمام شده‌اند انگار.
چند آقای کت‌شلوار پوشیده می‌آیند، یقه‌‌ دیپلماتیک لباس‌های شان مرا یاد شما می‌اندازد.
دارم به شما فکر می‌کنم که صدای یکی‌شان یک مشت نمک می‌شود و می پاشد به قلبم!
” حاج خانم من چگینی هستم…..”
گُر می‌گیرم:
_ شما آقای چگینی هستید؟!!! شما بودید که هی پشت تلفن به ما می‌گفتید نگران نباشید من باباتون رو پیدا می کنم؟!!!
نمی گفتید؟!!!الان اومدید دارید به ما تسلیت می‌گید؟!!!!!!”
و اشک هایی که جان می گیرند ….
و شانه هایی که می لرزد….
_ دخترم! من شرمنده‌ام…باور کن خودم هم عزادارم….بابای شما فقط همکار من نبودکه، برادر من بود از روزهای جنگ! مگه یادم می‌ره فداکاری اون روزهاش رو؟ مگه یادم می ره….”
من اما دیگر حرف هایش را نمی شنوم!
” فداکاری روزهای جنگ!!!؟ بابا مگر جبهه رفته بود؟!”

۲. آخرهای یادواره است. همسرجان و یکی از خادم‌ها بدو‌بدو از توی سالن می‌آیند بیرون و صدایم می‌کنند:
” حاج‌آقا فلانی اومده و می‌گه من فرمانده‌ی زمان جنگ بابا بودم….می خواد از خاطرات اون روزهاش حرف بزنه! چیکار کنیم؟ الان وقتمون…..”
من دیگر حرفهایشان را نمی شنوم!
“خاطرات روزهای جنگ!!!؟ بابا مگر جبهه رفته بود؟!”

پ.ن۱: تقصیرِ عشق به گمنامی شما بود بابانفسی!
هیچ وقت از خاطرات آن روزهایت برایمان حرفی نزدی….
هربار فقط سرت را پایین انداختی که:
” ما کجا و شهدا و آن روزها کجا”

پ.ن۲: اینکه یک جوان تفنگ به دست بگیرد و برود توی دل دشمنی که روبرویش ایستاده و بجنگد و شهید بشود جهاد دشواری است اما،
ماندن و ایستادن در میدانهای جهاد اکبر، کار سخت تری بود انگار.
باید می ماندید و می‌جنگیدید با هزار دشمن نا‌معلوم، توی لحظه‌های دشوار زندگی.
باید می‌ماندی و آرمان‌های انقلابی‌ات را می‌بردی توی دل پُست های مهم.
باید می‌ماندی و رنگ شهادت را می‌پاشیدی به لحظه‌های بودن وسط یک کشور اروپایی.
باید می ماندی و با اخلاص و تدین ات معادله‌ی پیچیده‌ی دنیا را بهم می‌زدی!
شما مرد چنین شهادتی بودی.

#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#شهید_منا
#شهید_محمدرحیم_آقایی_پور
#ذی_الحجه_ی_نفس_گیر
#فاجعه_منا_را_فراموش_نخواهیم_کرد
#شهیدی_که_پُست_هاش_پَستش_نکرد
#لعنت_بر_ال_سعود
#امید_غریبان_تنها_کجایی