بایگانی برچسب: دخترهای بابانفسی

بابای هزاران دختر

“للحق” ابتدای حرم شاه عبدالعظیم یک بازارچه‌ی مسقف سنتی است. دخترک کوچکی بودم که دست شما را گرفته بودم و می‌رفتیم زیارت سیدالکریم. توی بازارچه پر بود از همهمه‌ی کاسب‌ها، پر از عطر کباب و ریحان و بوی عطاری‌ها. شما مستقیم می‌رفتید به سمت حرم و من نگاهم دائم به خرت‌و‌پرت فروشی‌ها گیر می‌کرد! و…

ادامه مطلب