شهید محمد رحیم آقایی پور
| بابانفسی |
| سفیر جمهوری اسلامی ایران |فاجعهی بسیار تلخ و حیرتانگیز منا نباید فراموش شود.
رهبر معظم انقلاب ۱۳۹۴/۰۷/۲۷
رهبر معظم انقلاب ۱۳۹۴/۰۷/۲۷
دلگرمی
للحق
تازه از فرانسه برگشته بودیم. برادرجان هفت سالش بود و مدرسهای شده بود. ایران آمدیم و بدون مهد و پیشدبستان مستقیم نشست پشت نیمکت کلاس اول!
دو هفته بعد معلماش مادر را خواست:
– پسرتون خیلی بازیگوشه! اصلا نمیتونه بشینه سرجاش!قانونهای مدرسه رو بلد نیست وهمکاری نمیکنه و….
مادر غصهاش میشود. میآید خانه و همه را برای شما تعریف میکند. حرص میخورد:
– باید خودت باهاش حرف بزنی. اینقدر بازیگوشی نکنه اینجوری چیزی یاد نمیگیرهها….
شما خوب گوش میدهید:
– نگران نباش عزیزمن. درست میشه.
مادر اما نگران بود.
بکن و نکنها هم فایدهای نداشته و
انگار اوضاع را خرابتر میکرد.
همان روزها حوالی اذان مغرب بود. وضو گرفته بودید که نماز بخوانید. بردارجان میپرد بالای مبل و جیغ جیغکنان اذان را تکرار میکند. تا من دهان باز کنم و بگویم :
– میشه خواهشا شما اذان نگی آقامحمدحسین؟!!
شما تلویزیون را خاموش میکنید.
عبا به دوش میایستید سر سجاده و میگویید:
– بهبه! چه صدایی داری داداش حسین! تلویزیون رو خاموش کردم که شما اذان بگی….
و او که از غرور این تعریف سرمست شده بود، دیگر هرشب توی خانهی ما اذان میگفت. بعضی شبها هم میرفتید مسجد و آنجا هم تشویقش کرده بودید و شده بود مکبر!!
کی؟
همان پسرک بازیگوشی که یک جا بند نمیشد.
ما ناباورانه میخندیم که بابا عجب حوصلهای دارد…
کمکم اما پسر کوچک خانهی ما مداحیهای معروف را زمزمه میکرد و شما و مادر به اندازهی یک هیئت برایش سینه میزدید…
و بعد از چند ماه که مادر دوباره میرود مدرسه اینبار معلم از اوضاع راضی است. تازه یک سیدی از برنامهی محرمشان میدهد دست مادر. فیلم از دستهی سینهزنی مدرسه است .
مداح دستهیشان کی بوده؟
همان پسرک بازیگوش اول سال!!
پ.ن۱: روانشناسها میگویند بچهها وقتی اوضاعشان روبراه نیست. به جای تذکر و دعوا و سرزنش نیاز به دلگرمی دارند.
یعنی چه؟
دیدن نقاط قوتشان…
اگرچه کمرنگ اگرچه کوچک!
این دلگرمی است که کمکم همهی اوضاع را روبراه میکند.
دلگرمی…
پن۲: شنیدی دیگر باباجان! دلگرمی….همین!
#اللهم_صل_على_محمد_وال_محمد_وعجل_فرجهم
#بابانفسی
#زندگی_به_سبک_بابانفسی
#دلگرمی
#لعنت_بر_آل_سعود
#امید_غریبان_تنها_کجایی