شهید محمد رحیم آقایی پور
| بابانفسی |
| سفیر جمهوری اسلامی ایران |فاجعهی بسیار تلخ و حیرتانگیز منا نباید فراموش شود.
رهبر معظم انقلاب ۱۳۹۴/۰۷/۲۷
رهبر معظم انقلاب ۱۳۹۴/۰۷/۲۷
حواسم بهت هست!
حاضر شده اید و دارید با مادر می روید بیرون.
برادر جان نشسته و تلویزیون می بیند،
بعد دست می کشد به گوشه ی انگشت پایش!
صورتش مچاله می شود:
_ وااای مامان! فکر کنم پام میخچه زده!
مادر توی چارچوب در برمی گردد و توصیه های بهداشتی اش را می کند و برادر جان “باشه باشه” ای می گوید و شما می روید.
بر که می گردید لباس در نیاورده سراغ برادر جان را می گیرید.
می گویم توی اتاقش خوابیده.
آرام می روی توی اتاقش….
مثل همیشه بی روانداز خوابش برده.
می نشینی کنار پایش.
از توی کیسه دارو را در می آوری.
روی انگشت پایش دارو می زنی و چسب میخچه!
روانداز را می اندازی رویش و آرام از اتاق بیرون می روی.
پ.ن۱: همان لحظه هم با خودم گفتم:
“یعنی فقط یه بابا موقع رفتن می شنوه پای پسرش اذیته!
یادش می مونه دارو بخره ؛ و بی معطلی با دستهای خودش دارو میزنه به جایی که فکر می کنه درد می کنه”
پ.ن۲: واقعا لازم است بنویسم بابانفسی…؟
حالا که بچه هایت بیشتر از من و ما هستند!
حالا که برای شنیدن دردهایمان نیاز به بلند گفتن هم نداری،
حالا که بهتر می بینی جاهایی را که تیر می کشد،
حالا که دستت به داروهای بهشتی می رسد،
کاش بیایی و مرهم بگذاری روی تک تک زخم های همه ی مان!
آرام….بی آنکه خودمان هم بفهمیم!
کاش بیایی
#اللهم_صل_على_محمد_وآل_محمد_وعجل_فرجهم
#شهید_محمدرحیم_آقایی_پور
#شهید_منا
#بل_احیاء_عند_ربهم_یرزقون
#زندگی_به_سبک_بابانفسی
#اینجا_برای_از_تو_سرودن_هوا_کم_است
#آخر_کجا_ماندی_برگردی_کاش
#لعنت_بر_آل_سعود
#امید_غریبان_تنها_کجایی